فاطمه که بود؟

به نام خدا

فاطمه را باران باید نامید. بی منت، مهربانی اش را از هیچ کس دریغ نمی کرد. اگر یک بار با او همکلام شده باشید هیچ وقت طعم محبتش از یادت نمی رود. آرامش عجین شده بود با چشمانش، نگاهت که می کرد انگار آرامترین بود. صبوری و حیا را از فاطمه باید درس گرفت، گذشت را نیز….

صوت زیبای قرآنش، انگار که زمینی نبود. همیشه به فاطمه بودنش می بالید و دلش می خواست خدا فاطمه وار زیستن را هم به او بیاموزد. رفتار و گفتار او الگوگرفته از قرآن بود. در عین حفظ حجاب و عفاف ظاهری آراسته و زیبا داشت. سادگی و متانت روح بزرگش همه را شیفته ی خود کرده بود. خیرخواهی و عاری بودن او از هر گونه بخل ، حسد وکینه … زبانزد همگان بود. عاشق یادگیری بود و به آنچه آموخته بود عمل می کرد و در مباحث اعتقادی وعلمی مسلط بود. دختری شاد مهربان و با لبخند همیشگی ونگاه نوازشگرکه باعث فراموشی غمها میشد. او دارای ذوق هنری در زمینه شعر نویسندگی خط و نقاشی و عاشق یادگیری، اهل مباحثه و بررسی و تحقیق و مطالعه در زمینه های مختلف بود. با برنامه ریزی منظم و دقیق به همه امور مذهبی، درسی، مطالعات غیر درسی، فعالیتهای اجتماعی، تفریحی و خانوادگی می پرداخت و از دستورات مربیان و معلمین خود تبعیت و به آنچه یاد گرفته بود عمل می نمود. درعین حالی که شوخی و مزاح داشت ولی رفتار و گفتار او بسیار مؤدبانه و با احترام بود با وجود موفقیتهایی که داشت هیچگاه خود را برتر از دیگران نمی دانست و متواضع و خوشرو بود. او به نماز اول وقت اهمیت می داد ودر هنگامی که نماز می خواند حس قشنگی را به دیگران منتقل می کرد. ظاهری زیبا، تمیز، مرتب و شیک و با حیا  و وقار که پوشش چادرش به این زیبایی می افزود.

فاطمه ازعطیه های الهی بود که خداوند پس از سه فرزند پسر در دی ماه سال ۱۳۷۴ به خانواده عطا فرمود. او در سن سه سالگی در مهد کودک فلق تحت آموزش مربیان مهد قرار گرفت. در ۴ سالگی در طرح شکوفه های دارالقرآن با قرآن آشنا و جزء سی ام راحفظ گردید. دوره ی پیش دبستان و دبستان را در مجتمع آموزشی امام هادی (ع) گذرانید. ودر مسابقات مختلف قرآنی، علمی، ورزشی وهنری حائز رتبه های برتر گردید. طبق برنامه مدرسه سالی یک جزء قران حفظ می نمود و با برنامه های آموزشی متنوع و همه جانبه زمینه رشد استعدادهای مختلف وی فراهم شد. با قبولی در آزمون سازمان استعدادهای درخشان وارد مدرسه راهنمائی فرزانگان امین گردید. پس از کلاس اول راهنمائی در سن سیزده سالگی در جامعه القرآن اصفهان حافظ کل قرآن گردید که نقطه عطفی در زندگی او بود. این موضوع در نوشته های او مشخص است. همچنین عشق وافر به خدا و اهل بیت (ع) در نوشته های او بسیار مشهود است. او زندگی و سیره ی شهدا را سرمشق خود قرار داده بود. پس از بازگشت به مدرسه با دلسوزیها و زحمات اولیاء مدرسه راهنمایی فرزانگان امین رشد زیادی در زمینه قرآنی و درسی و اجتماعی پیدا کرد که ادامه این امر در دبیرستان فرزانگان که بستر مناسبی برای فعالیتهای دانش آموزان فراهم بود ادامه پیدا کرد.

از سال ۸۸ رتبه های قرآنی زیادی در رشته حفظ و ترتیل در سطح شهرستان، استان و کشور به دست آورد. ازجمله کسب رتبه دوم حفظ بیست جزء مسابقات کشوری اوقاف و کسب رتبه سوم مسابقات کشوری بسیج و در نتیجه به عضویت بنیاد ملی نخبگان کشور در آمد. در سال ۹۱ حائز رتبه دوم ستاره دخت ایران گردید. وی رتبه های علمی، المپیاد ادبی، سرود و تواشیح در سطح ناحیه، شهرستان و استان را کسب کرده بود و درآخرین بهار زندگی اش موفق به اخذ مدرک کارشناسی علوم قرآنی و حدیث گردید. در فعالیت های اجتماعی مشارکت چشمگیری داشت. از جمله رئیس و عضو شورای دانش آموزی دوره راهنمائی و دبیرستان، عضو بسیج پیشگامان،اتحادیه انجمن اسلامی ،نخبگان جوان، کانون فرهنگی مدرس و… بود او مجری برنامه های مدرسه وعضو ثابت اجرای صبحگاه مدرسه بودشرکت در کلاسهای مجموعه های فرهنگی دروسعت دید او وآشنایی با سبک زندگی نقش مهمی داشتند.با توجه به علاقه وافر به اهل بیت علیم السلام از سال ۸۷ سه مرتبه موفق به سفر عتبات عالیات گردید و در سال ۹۰ به اتفاق نخبگان قرآنی کشور مشرف به زیارت حج عمره گردید او عاشق امام رئوف امام رضا(ع) بودو بیش از ۵۰ سفر به زیارت حضرت نائل گردید.

در سال سوم دبیرستان در رشته تجربی مشغول به تحصیل بود و در حالی که بیش از هجده بهار از عمرش نگذشته بود در تاریخ ۸/۳/۹۳ همانند صاحب نامش در حریق منزل پشت در در اثر دود و آتش مظلومانه دچار مرگ مغزی شد. بنابه خواسته قبلی خودش اعضایش حیات بخش انسانهای دیگر گردید.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم ثبات ما

14 دیدگاه در “فاطمه که بود؟
  1. زهرا گفت:

    با سلام
    من هیچ وقت فاطمه جان رو ندیدم. حتی باشون آشنا هم نبودم فقط برنامه ی مصاحبه با پدر و مادرشون رو از تلویزیون دیدم….
    ایشون فقط چند ماه از من بزرگتر هستند اما من ایشان را الگوی خودم میدانم گرچه من هرگز نمی توانم به خوبی ایشان باشم اما خیلی دلم میخواست مثل ایشان باشم…..

  2. منصوره گفت:

    بهترین دخترکانونمان بود

  3. پر از حسرت و بغض! گفت:

    سلام فاطمه…کدام کلام را بگویم…پی جوی چه باشم…می بینی حسرت و بغض و التماسم را…با نور خود کمندی بینداز…فرصت اندک است…به از آن شیرینی قرب…افسوس اگر پر نگیرم…نگاهم را فرو مگذار…به امید دیدار…یا قریب یا مجیب یا سمیع یا رحمن و یا رحیم…

  4. پر از حسرت و بغض! گفت:

    سلام فاطمه جان…هنوز هم خورشید ایمان نیامده…اما اگر ای دلداده دیدارت تازه شد، مرا هم التماس کن…ممنون مهرت…یادت را بر یادم بخواه… مبادا شرمنده وارد شوم…

  5. صفیه گفت:

    من اصلا ایشون رو نمیشناختم تا اینکه دوشب پیش مراسم سالکرد ایشون رو در اخبار دیدم همینطور ب تلویزیون نگا میکردم و خسرتشون رو میخوردم فاطمه جان التماس دعا برای من دعا کن

  6. رضا رنجبر گفت:

    دراولین روزماه مبارک رمضان با زبان روزه وچشمی گریان دعا میکنم که روح پاک وملکوتی او شادوآرام بگیره وماراپیش خداوندشفاعت کنه روحش شادویادش گرامی

  7. عباس گفت:

    لاحول و لا قوه الا باالله العلی العظیم
    اتفاقی وارد این سایت شدم مطالعه نوشته های صفحه اول آن کافی بود تا بغض و اشک مرا فرا بگیرد…احساس می کنم در این صفحات با فردی که مصداق “محیای محیامحمد و ال محمد و مماتی ممات محمد و ال محمد” بود آشنا گردیدم…چقدر کار صوابی انجام دادید که برای زنده نگه داشتن یاد ایشون صفحه ای در اینترنت ایجاد کردید امید که مراقب باشید حرکتتان از توان نیفتد و هر چه بیشتر به جامعه جوان شناخته شوند…خداوند ایشان را قرین رحمت خود و در جوار فاطمه زهرا.س. قرار دهد ان شاالله و ما را هر چه بیشتر با قران مانوس بفرمایید

  8. الهه خرم گفت:

    میگویند ،خورشید دلها باسپاهی از شهیدان خواهد آمد…
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    راستش را بخواهی
    واقعا به تو حسودیم شد …
    باید خیلی خیلی دردانه بود…
    تا چنین سرنوشتی برایت رقم بخورد…
    تا خدا این چنین تو را خریداری کند …
    آسمانی شدنت مبارک…
    دختر آسمانی …
    شاید اگر در الان در بین ما بودی …
    دراین گیرودار مجازی …
    بهترین نام کاربری برای تو این بود…
    samavat213
    نام کاربری من تاامروز این بود …
    تو را که دیدم …
    فهمیدم،غاصب این نام بودم…
    گنجایش چنین نامی ندارم….
    شاید لاف زدن و حرف زدن از راهی که تورفتی راحت تر از خوردن آب باشد…
    اما چیزی که من وامثال من لافش را زدیم …
    تو عمل کردی …
    زندگی کردی…
    شربت گوارای شهادت …
    آن هم چنین شهادتی …
    درچنین سنی…
    جز برای پاکان روزگار رقم نمیخورد…
    شفاعت نمی خواهم…
    شفاعت برای کسانی است که ارزنی آبرو دارند…
    بهشت …
    جای آبرودارهاست…
    فقط عفو کن …
    بایت لاف زدن از راهی که عامل به آن نبودیم….
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    آسمانی شدنت مبارک…
    دختر آسمانی…
    خیالت تخت،دست آتش هرگز به آسمان ها نخواهد رسید…
    یاعلی …

  9. نفیسه گفت:

    انا لله و انا الیه راجعون

    سومین سالگرد پروازت به سوی معشوقت مبارکت باد

    امشب شب نوزدهم ماه مبارک رمضان برای ما زمینیان که در بند و اسارتیم دعا کن که تو.دعایت بی اثر نخواهد بود

    نه دیده بودمت نه میشناختمت ولی نام و سن و راهت مرا

    شیفته ات کرد فاطمه ی هجده ساله و سوختگی

    یازهرا س

  10. قبر این دختر بزرگوار کجاست؟ ممنون میشم اگر جواب بدید

    • علی گفت:

      میروی تنها ای امیددل
      زندگی بی تو شد به من مشکل
      فاطمه جانم.
      فرارسیدن شهادت گل هجده ساله حیدرکرار حضرت فاطمه الزهرا(س)تسلیت باد
      با سلام وادب و احترام خدمت شما مزار بهشتی فرشته آسمانی سرکارخانم فاطمه پرورش بهشت اصفهان ارامستان باغ رضوان قطعه ایثار گران
      شادی روح حضرت فاطمه الزهرا(س) وسرکارخانم فاطمه پرورش صلوات
      ۱۹بهمن ماه ۱۳۹۷شب شهادت الگوی حجاب و عفاف حضرت صدیقه الکبری فاطمه الزهرا (س)

    • علی گفت:

      بسم الله النور
      میروی تنها ای امیددل
      زندگی بی تو شد به من مشکل
      فاطمه جانم.
      فرارسیدن شهادت گل هجده ساله حیدرکرار حضرت فاطمه الزهرا(س)تسلیت باد
      با سلام وادب و احترام خدمت شما مزار بهشتی فرشته آسمانی سرکارخانم فاطمه پرورش بهشت اصفهان ارامستان باغ رضوان قطعه ایثار گران
      شادی روح حضرت فاطمه الزهرا(س) وسرکارخانم فاطمه پرورش صلوات
      ۱۹بهمن ماه ۱۳۹۷شب شهادت الگوی حجاب و عفاف حضرت صدیقه الکبری فاطمه الزهرا (س)

  11. آن گفت:

    توی مدرسه ای که من الان توش هستم درس می خونده
    حیف که همچین آدم هایی از پیش ما می روند.

  12. عسل گفت:

    خدا رحمتش کنه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*